مرتضى مطهرى
106
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نمىدانم و در اين زمينه به مردم دروغ هم نمىگويم ، تحميل هم نمىكنم . وقتى ديد حرفش اثر نمىكند گفت : من هم فكر كردم ديدم كه همين كار را بايد بكنيد ، حق با شماست . اين را گفت و رفت . ابن عباس گفت : اول كه آن نظر را داد عقيدهاش بود ولى دوم كه اين را گفت عقيدهاش نبود . مغيره اين را گفت و نزد معاويه رفت . چرا على قبول نمىكرد ؟ براى اينكه ادامه دهندهء راه و روش انبياء بود و آن سياست بازىها و سياست پيشگىها را نداشت . اينكه گفتهاند ابوبكر نابغه بود ، عمر نابغه بود ، آن نابغه بودنها همين بود كه از هر وسيلهاى براى آن هدفى كه داشتند استفاده مىكردند . چرا عدهاى نمىخواهند سياست على را بپذيرند ؟ چون مىبينند يك سياست انعطاف ناپذيرى دارد ، هدفى دارد و وسيلههايى . حق را او هدف ديده ؛ وقتى مىخواهد به آن حق برسد ، درهر گام از وسيلهاى كه حق باشد استفاده مىكند تا به آن هدف حق برسد . ولى ديگران اگر هم هدفشان فرض كنيم حق است ، ديگر به وسايل اهميت نمىدهند ، مىگويند هدف درست باشد . رسول اكرم و استخدام وسيله عدهاى از قبيلهء ثقيف آمدند خدمت رسول اكرم : يا رسول اللَّه ! ما مىخواهيم مسلمان بشويم ولى سه تا شرط داريم ، اين شرطها را بپذير . يكى اينكه اجازه بده يك سال ديگر ما اين بتها را پرستش كنيم ( مثل آنهايى كه مىگويند بگذار ما يك شكم سيرى بخوريم ) ، بگذار يك سال ديگر ما خوب اينها را پرستش كنيم كه ديگر شكمى از عزا درآورده باشيم . دوم اينكه اين نماز خيلى بر ما سخت و ناگوار است . ( عرب آن تكبرش اجازه نمىداد ركوع و سجود كند ، چون تمام نماز خضوع و خشوع است و از اين جهت بر طبيعت اينها گران بود ) . سوم اينكه بت بزرگمان را به ما نگو به دست خودتان بشكنيد . فرمود : از اين سه پيشنهادى كه مىكنيد ، پيشنهاد آخرتان كه فلان بت را به دست خودتان نشكنيد مانعى ندارد ، من يك نفر ديگر را مىفرستم اما آنهاى ديگر ، چنين چيزى محال است . يعنى پيغمبر هرگز چنين فكر نكرد كه يك قبيله آمده مسلمان بشود ، او كه چهل سال بت را پرستيده ، بگذار يك سال ديگر هم پرستش كند ، بعد از يك سال بيايد مسلمان بشود . زيرا اين يعنى صحه گذاشتن روى بت پرستى . نه فقط يك سال بلكه اگر مىگفتند يا رسول اللَّه ! ما با تو قرارداد مىبنديم كه يك شبانه روز بت بپرستيم و بعد از آن مسلمان بشويم - كه اين